فعلا خداحافظ
از همان دو سال پیش که کار وبلاگ را آغاز کردم، کارکرد اصلیش برای من به وجود آمدن امکانی برای آشنایی، ارتباط، و مباحثه بوده است. در این مدت حدود ٢٠٠ مطلب پست شده، به طور متوسط هفتهای دو مطلب، که البته حدود ١٠ درصدشان به معرفی فیلم اختصاص داشته و ٣٠ درصد نیز به معرفی مطالبی که سایر دوستان فرستاده بودند.
با توجه به افزوده شدن کارهایم در سال جاری، که احتمالا سال آخر تحصیلاتم میباشد، تصمیم گرفتهام که وبلاگ را موقتا را تعطیل کنم. بیشتر وقتم در این مدت به تحقیق و نوشتن پایان نامه اختصاص مییابد که متمرکز بر مدیریت درآمد و قیمت گذاری میباشد. قسمتی از وقتم هم به کارهای مربوط به کمک استادی، شرکت در کلاس، و حضور در سمینار سپری میشود که علاوه بر موضوع پایان نامه، بسیاری از آنها مرتبط با موضوع کلی مدیریت و مهندسی مالی میباشد.
در این دوران تعطیلی موقت، همچنان نوار سمت راست وبلاگ را که به لیست کردن اخبار و مطالب خواندنی اختصاص دارد به روز خواهم کرد. مطالب جالبی را هم که دوستان میفرستند، از طریق همان ایمیل برای دیگران خواهم فرستاد. تعدادی از دوستان آدرس ایمیل خود را برای خبررسانی در مورد به روز شدن وبلاگ به من دادهاند که از آنها بدین منظور استفاده خواهم کرد. امیدوارم تعطیلی موقت وبلاگ به سرنوشت تعطیلی موقت مطبوعات ایرانی دچار نشود و پس از فارغ التحصیلی مجددا کار وبلاگ را ادامه دهم. موفق باشید.
¤ نوشته شده در ساعت ٦:۳٦ ب.ظ توسط Masoud
۱۳۸٧/۸/٩
داروخانه پروردگار
قدیمترها موقع خوردن کله پاچه، نه فقط از غذا لذت میبردیم، که از توصیه های پزشکی بزرگترهای خانواده هم استفاده میکردیم. محور این توصیهها بر مفید بودن اعضای مختلف گوسفند برای همان عضو بدن انسان بود؛ مثلا خوردن چشم گوسفند موجب تقویت عضلات چشم میشود و یا خوردن پاچه موجب روانتر کار کردن مفاصل. حالا همسر گرامی، زینب خانم، لینکی فرستاده که این ایده را به سبزیجات و میوهها هم تعمیم میدهد و مثلا از آن جهت که گردو شبیه مغز میباشد آنرا برای برای مغز مفید میداند. این ایده در عین جذابیت و سادگی کمی مشکوک، حداقل از نظر من، به نظر میرسد. به هر حال، حداقل فایده این تشبیهات این هست که حالا یادم مانده که هویج و کرفسی که روی میزم هست تا بین دو وعده غذایی بخورم برای چشم و استخوان خوب است.
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:۳٥ ق.ظ توسط Masoud
۱۳۸٧/۸/٥
یادگیری انگلیسی
علاوه بر نحوه گرفتن پذیرش دانشگاهها، وضعیت معیشتی، و زمان اقدام برای روادید سفر، روش یادگیری زبان انگلیسی هم یکی از سوالاتی هست که دانشجویان خارج نشین باید جوابی برای آن داشته باشند. تجربه شخصی من از یادگیری زبان، که چالش بزرگی برایم بوده و هست، را میتوان در دو گروه طبقه بندی کرد: روشهای کلاسیک – آموزشی و روشهای محیطی – تفریحی. روشهای گروه اول شامل رفتن به کلاس و استفاده از کتابها، نوارها و سایر وسایل کمک آموزشی میباشد در حالی که روش دوم بیشتر تکیه بر ایجاد تجربهای شبیه به حضور در محیط دارد که شامل دیدن فیلم، شنیدن خبر و خواندن رمان به زبان خارجی دارد.
در مورد رفتن کلاس سه فایده اصلی را میتوان بر شمرد، تقید به برنامه، یادگیری روش خواندن زبان و منابع آن، و کمک معلم در تصحیح گفتن و نوشتن. مهمترین نکته منفی کلاس هزینه آنست که علاوه بر هزینههای مالی، شامل هزینه زمانی نیز میشود. از همین رو اگر کسی انگیزه و تقید کافی برای یادگیری زبان داشته و از منابع مطالعه نیز آگاهی داشته باشد، تنها فایده کلاس در تقویت مهارتهای گفتاری و نوشتاری میتواند باشد. به عنوان نمونه در زمان ما برای کسانی که خود را برای امتحان تافل، که سابقا مهارت گفتاری را ارزیابی نمیکرد، آماده میکردند کلاسهایی بود که تنها بر روی تصحیح نوشتار متمرکز بود و از همین جهت بسیار موثر.
در مورد گروه دوم، هر کس بنابر سلیقه تفریحی و امکانات خودش از منبعی استفاده میکند. شاید مهمترین نکتهای که در مورد این روش وجود دارد، لزوم توجه به یادگیری زبان و تحت الشعاع قرار نگرفتن آن توسط تجربه و تفریح میباشد. قسمت آموزش زبان سایت بیبیسی*، چه بخش عمومی آن و چه بخش مخصوص فارسی زبانان، یکی از گزینههای مناسب میباشد که در ضمن بررسی اخبار، یادگیری همچنان به عنوان محور اصلی حضور دارد.
*BBC
¤ نوشته شده در ساعت ٩:٥۳ ب.ظ توسط Masoud
۱۳۸٧/۸/۳
زمانی برای تبلیغات*
تا زمان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا میان اوباما و مک کین تنها حدود ۱۰ روز باقی ماندهاست و بازار بحثهای سیاسی داغ. در جمع ایرانیها موضوع اصلی تأثیر نتیجه این انتخابات بر شرایط ایران هست و افراد مختلف با تحلیلهای متفاوت برنده شدن یکی از این دو را خطرناکتر ارزیابی میکنند. در بین گروهی از شهروندان مسلمان آمریکایی نیز اصل رأی دادن و یا ندادن موضوع مهم تصمیم گیری هست. آنقدری که من تبلیغات دو کاندیدا را پیگیری کردهام بین دو کاندیدا در بعضی موضوعات، و به طور خاص ایران، تفاوتی احساس نکرده ام و رقابتها صرفا در سطح لفاظیهای متفاوت بوده است. این ویدیو، که احمد فرستاده، با انیمیشن زیباییش میزان اهمیت و جدی بودن رقابتهای سیاسی داخلی آمریکا را به چالش میکشد.
*Time for Campaignin’
¤ نوشته شده در ساعت ٥:۱٩ ب.ظ توسط Masoud
۱۳۸٧/۸/۱
متروپولیس*
در سال ۲۰۲۶، ساکنان کلان شهری به دو طبقه اغنیا، که کارهای فکری مانند برنامهریزی و مدیریت شهر را در اختیار دارند، و طبقه فقرا، که کارگر بوده و انجام کارهای یدی به عهده آنهاست، تقسیم شدهاند. ماریا، دختری از طبقه فقرا، جایگاهی قدیس مانند نزدشان دارد که آنان را موعظه کرده، از شورش بر علیه اغنیا منع میکند. ماریا برای کارگران از داستان تاریخی برج بابل و شباهت آن با وضعیت فعلی آنان میگوید، از اینکه چگونه برج توسط متفکرین برنامه ریزی و توسط کارگران ساختهشد ولی از آنجا که هیچ واسطه و رابطهای میان آنها نبود شکست خوردند. در این میان فردٍر، پسر رئیس شهر، به صورت تصادفی با ماریا ملاقات میکند و شیفته وی میشود و به دنبال او به محل اقامت کارگران، که در زیر زمین قرار دارد، میرود.

ظاهرا برج بابل بنایی بلند در شهر بابل، اولین شهر پس از طوفان نوح و در منطقه بین النهرین، بوده که در زمان حکومت نمرود ساخته شدهاست. مطابق روایت کتاب مقدس، همه مردم در ساخت این برج متحد شدند و از آنجا که برج موجب خشم خداوند شد، خداوند جمع آنها را متفرق کرد و به هر گروه زبانی متفاوت اختصاص داد. در قرآن، اگر چه به شهر بابل در مناسبت دو فرشتهای که سحر تعلیم میکردهاند اشاره شده، ولی اثری از داستان برج نیست.
فیلم محصول سال ١٩٢٧ آلمان میباشد و گروهی آنرا برترین فیلم صامت سینما میدانند. این فیلم، که داستانی از صد سال بعد را به تصویر میکشد، را میتوان آغازگر ژانر فیلمهای علمی - تخیلی، مانند جنگ ستارگان و ادیسه فضایی، دانست. در طول زمان، مقداری از فیلم از بین رفته و در نسخه کنونی تنها حدودا دو ساعت از دو ساعت و نیم اولیه فیلم بازیابی شدهاست و صحنههای از بین رفته با متن توضیح داده شدهاند.
متروپولیس که با نگاه منتقدانه به هر دو ایده رایج قرن بیستم، کاپیتالیسم و کمونیسم، به دنبال ارائه راه حل سومی هست، فرصت خوبی برای تفکر مجدد درباره نحوه اداره جامعه فراهم میکند.
*Metropolis
¤ نوشته شده در ساعت ۱:٠٩ ق.ظ توسط Masoud
۱۳۸٧/٧/٢۸
مدیریت احمدی نژادی
کنفرانس چهار روزه ابتدای هفته بیش از آن چیزی که فکر می کردم وقتم را اشغال کرد و در نتیجه موجب تأخیر در به روز کردن وبلاگ گردید. البته مقدار زیادی از این اوقات نه به شرکت در سخنرانیها، که به سلام و علیک با حضار گذشت، ولی به هر حال عملا بیشتر وقتم در سالنهای هتل سپری شد. برای درک بهتر مسأله، شاید برایتان جالب باشد که به دلیل ندیدن آفتاب برای مدت طولانی، ساعت یکی از رفقا که باطریش با آفتاب شارژ میشد در میانه کنفرانس از کار افتاده بود.
منتقدین سیاسی دولت نهم و انتقادهای آنها را میتوان به دو گروه کلی تقسیم کرد. گروه اول از آنجا که با اصول و ارزشهای ایدئولوژیک انقلاب اسلامی مخالفند و شعارهای رئیس جمهور کنونی را تبلور این اصول و ارزشها میدانند با وی مخالفند. گروه دوم قائل به تفکیک میان اصول و استراتژیها با فروع و تاکتیکها هستند و از آنجا که روش عملی رئیس جمهور را اشتباه و در تناقض با شعارهای ادعایی وی میدانند با او به مخالفت بر میخیزند. اگرچه هر دو گروه در مخالفت با احمدینژاد اشتراک نظر دارند ولی با دقت در موضعگیریهایشان میتوان آنها را از هم تفکیک نمود. نوشته "دولتی پر شباهت به هیات های عزاداری محلات" از مهدی خزعلی، فرزند آیت الله ابوالقاسم خزعلی، را که مجید فرستاده خاطرهای است کوتاه از ملاقاتهای وی با کرباسچی و احمدینژاد و مقایسهای بین مدیریت آن دو که نقدی ظریف در پی دارد، نقدی که قاعدتا در گروه دوم جای میگیرد.
¤ نوشته شده در ساعت ٢:۱٢ ق.ظ توسط Masoud
